تبليغاتX
عقائد الحقّه

                                          بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلوة و السلام علی خیر خلقه و افضل بریته سیدنا محمد المصطفی و

علی وصیه امیر المومنین و الائمة المنتجبین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین .

خاتم انبیا ء محمد مصطفی (ص)  در اخر عمر شریف در بازگشت از حج در صحرائی نزدیک

جُحفه به نام غدیر خم توقف نمودند  و به امر پروردگار ، مولی الموحدین علی علیه السلام را به

جانشینی خود منصوب کردند   و دین را به کمال رسانیدند  . حضرت خطبه ای ایراد فرمودند که

 به خاطر طولانی  بودن  قسمتی از ان خطبۀ  شریف را با  ترجمه  اورده ایم اگر چه اهل تسنن

روایت غدیر خم را به طرق مختلفه  نقل  کرده اند که ذکر انها موجب  اطناب می شود  اما هیچ

احتیاج به سند ندارد زیرا این خطبۀ  شریف چنان  محکم و مستدل و در نهایت فصاحت و بلاغت

است که هر کس اهل ادب و از ادبیات عرب بهره ای  داشته باشد به این نکته پی خواهد  برد که

ممکن  نیست این  کلمات  از دهان غیر نبی اکرم که  افصح العرب  بود خارج  شده  باشد  لذا از

دوستان عزیزم تقاضا دارم این خطبۀ شریف را با دقت مطالعه کنند تا پایه های بنای تشیع انها بیش

از پیش محکمتر و عدم اعتقاد  اهل تسنن به نبی  اکرم  و عنادشان با  امیر مومنان  حضرت علی

علیه السلام اشکارتر گردد .

                      لعنة الله علی غاصبی حق امیر المومنین علیه السلام 

                فرازهائی از خطبه نبی اکرم صلی الله علیه واله در غدیر خم 

لأنه  قد  أعلمني أني  إن لم  أبلغ  ما  أنزل  إلي  فما  بلغت رسالته  وقد  ضمن  لي  تبارك

وتعالى العصمة ، وهو الله الكافي   الكريم ، فأوحي  إلي : بسم الله الرحمن الرحيم " يا أيها

الرسول بلغ ما أنزل إليك  من  ربك " في علي [ يعني في  الخلافة  لعلي بن أبي طالب عليه

السلام ] " وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس " .

خداوند  متعال به من اعلام فرمودکه اگر انچه را ازطرف  او بر من  نازل شده  است  به  شما

نرسانم، پس حق رسالت اورا  ادا نکرده وظیفۀ خود را انجام نداده ام . پس به  تحقیق که خداوند

مرا  ضامن  گردیده  است  تا  از شرّ دشمنان  حفظ  نماید ، و او خدائی  است  که ضمانتش مرا

بس است . پس وحی کرد به  سوی  من :- به نام  خداوند  بخشندۀ  مهربان – ای رسول ما ! انچه

را  که  بر تو از  طرف  پروردگارت  دربارۀ  علی  نازل  شده  است  برسان .  و اگر نرسانی

پس رسالت او را ناتمام گذاشته ای و خداوند تو را از شرّ مردم  حفظ می کند .   

( معاشر الناس ) ما قصرت في تبليغ ما أنزل الله تعالى إلى ، وأنا مبين لكم سبب نزول هذه

الآية. 

- ای گروههای مختلف مردم ! من در تبلیغ احکامی که بر من نازل شده است کوتاهی نکرده ام و

 تاکنون گفتنیها را برای شما گفته ام و حالا برای شما سبب نزول این آیه را بیان می کنم 

إن جبرئيل عليه السلام هبط إلي مرارا ثلاثا  يأمرني عن السلام ربي وهو السلام أن أقوم في هذا

المشهد فأعلم كل أبيض  وأسود أن علي بن أبي طالب عليه السلام أخي ووصيي وخليفتي والإمام

من بعدي ، الذي محله مني محل هارون  من موسى إلا أنه لا نبي بعدي  وهو  وليكم  من بعد  الله

ورسوله  

- بدرستی که  جبرئیل سه مرتبه  بر من نازل  گردید و سلام حق را  به  من ابلاغ  فرمود  که

خداوندمی فرماید : من در این مکان ( یعنی غدیر خم )  توقف نمایم و در میان شما بپا خیزم و به

سیاه و سفید شما اعلام کنم که علی بن ابی طالب وصی و جانشین و پیشوای شما بعد از من است

، و محل و منزلت او برای من  مانند هارون  از برای موسی است  با این تفاوت که  بعد  از من

پیامبری نیست ، و او ولیّ و صاحب امر شما است بعد از خدا و رسول او .

 وقد أنزل الله  تبارك وتعالى على  بذلك آية  من كتابه " إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين

 يقيمون الصلاة  و يؤتون الزكاة وهم راكعون  وعلي بن أبي طالب عليه السلام أقام الصلاة وآتى

الزكاة وهو راكع يريد الله عز وجل في كل حال .  

- و باری تعالی بر من ایه ای از کتا بش را فرو فرستاد که می فرماید :منحصراً سرپرست  شما

خدا و رسولش و کسانی هستند که ایمان اوردند ، کسانی که نماز را به پای داشتند ودرحال رکوع

زکا ت مالشان را ادا کرده و در هر حالی خشنودی خداوند با فرّ و شکوه را می جویند .

وسألت  جبرئيل  أن  يستعفي لي عن  تبليغ  ذلك  إليكم  أيها  الناس لعلمي  بقلة  المتقين  و كثرة

المنافقين و إدغال الآثمين و ختل المستهزئين  بالإسلام  الذين و صفهم  الله في كتابه  بأنهم  يقولون

بألسنتهم ما ليس في قلوبهم ويحسبونه هينا وهو عند الله عظيم .  

- از جبرئیل خواستم تا خداوند مرا از ابلاغ این حکم معاف بدارد ،زیرا می دانم تقوا پیشگان در

میان شما اندک و دورویان فراوانند . گنهکاران  پر فریب ، و حیله گران مسخره کنندۀ اسلام  که

خداوند در کتاب اسمانی خود به وصف انان پرداخته ،انجا که می فرماید :« می گویند به زبانهای

خود چیزی را  که  در قلب انان وجود  ندارد و گمان می کنند این امر ساده ای است در صورتی

که نزد خدا بسیار بزرگ است » .

وكثرة  إذا  هم  لي في غير مرة حتى  سموني  إذنا  ، وزعموا  أني كذلك  لكثرة  ملازمته  إياي

وإقبالي عليه ، حتى أنزل الله عز وجل في ذلك قرآنا " ومنهم الذين يؤذون النبي ويقولون هو أذن

قل أذن " على الذين يزعمون أنه أذن " خير لكم يؤمن بالله  ويؤمن للمؤمنين  ، ولو شئت أن أسمي

بأسمائهم لسميت وأن أومى إليهم بأعيانهم اومی وأن  أدل عليهم  لاومیت، ولكني والله في أمورهم

قد تكرمت ، وكل ذلك لا يرضى الله مني إلا أن أبلغ ما أنزل إلي ، ثم تلى صلى الله عليه وآله " يا

أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك " في علي " وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من

 الناس "  

- و فراوانی آزار آنان ( منافقان ) به من –که منحصر در یک مرتبه نبود – تا انجا که مرا « اذن

– گوش » نام نهادند و گمان کردند که من چنینم ، ان هم به سبب کثرت  ملازمت  علی  با  من و

توجه زیاد من  نسبت به او ، تا انکه خداوند  متعال در این مورد  ایه  نازل فرمود : « برخی از

ایشان ( منافق ) نبی را اذیت  کردند و گفتند او اُ ذُ ن است . بگو : اُ ذُ ن برای کسانی که  اینگونه

می پندارند ،  بهتر  است »  اگر بخواهم  منافقین  را  با  نام  و  نشان  معرفی  می کنم ، و  اگر

بخواهم با  انگشت به سوی  انان  اشاره می نمایم ، یا مردم را دلالت کنم تا انان را بشناسند . ولی

– به خدا سوگند – من در بارۀ انان  کرامت به خرج می دهم و رسوایشان نمی سازم . اما با تمام

این مقدمات ، خداوند از من خوشنود  نمی شود ، مگر اینکه به شما  برسانم انچه را بر من نازل

شده است . سپس این  ایه را تلاوت  فرمود : « ای پیامبر ما ! انچه که به سویت فرود امده .....

. فاعلموا  معاشر الناس أن الله  قد  نصبه  لكم   وليا  و إماما  مفترضا   طاعته  على  المهاجرين

والأنصار وعلى التابعين لهم بإحسان ، وعلى  البادي  والحاضر وعلى الأعجمي  والعربي والحر

 والمملوك والصغير والكبير وعلى الأبيض والأسود وعلى كل موحد ماض حكمه جائز قوله نافذ

أمره ، ملعون من  خا لفه  مرحوم  من  تبعه  مؤمن من  صدقه ، فقد غفر الله  له و لمن سمع  منه

 وأطاع له .

- پس بدانید ، ای گروه  مردمان!به درستی که  خداوند علی را  بر شما  ولی و صاحب امر قرار

 داد .و فرمانبرداری  از او را بر مهاجر و انصار ، و پیروان  مهاجر و انصار که راه  نیکی را

بپیمایند ، و بر اهل شهرها و روستا ها ، حاضر و غایب ، عجم و عرب ، ازاد و بنده ، کوچک

و بزرگ ، و سفید و سیاه واجب ساخت و همچنین ، بر هر موحد و خدا پرستی . حکم او جایز ،

 و قول  او نا فذ ، و امر او لازم  الاتباع است . کسی که او را مخالفت کند مورد  لعن است . و

کسی که بر راه  او  رود  و او را تصدیق کند مورد رحمت حق است . و کسی که از او شنوائی

 داشته و فرمان از او برد زیر چتر غفران و امرزش حق قرار می گیرد .

( معاشر الناس ) إنه آخر  مقام  أقومه  في هذا المشهد فاسمعوا وأطيعوا وانقادوا لأمر ربكم ، فإن

الله عز وجل هو مولاكم وإلهكم ثم من دونه محمد صلى الله عليه وآله وليكم القائم المخاطب لكم ،

ثم من بعدي علي  وليكم و إمامكم  بأمر ربكم ، ثم الإمامة  في  ذريتي  من ولده  إلى يوم تلقون الله

ورسوله ، لا حلال  إلا  ما أحله الله و لا حرام  إلا ما حرمه  الله ، عرفني  الحلال  والحرام  وأنا

أفضيت بما علمني ربي من كتابه وحلاله وحرامه إليه .

- ای گروه مردمان ! این اخر مقامی است که در این مکان ایستاده و با شما سخن می گویم . پس

 بشنوید و فرمان  برید و منقاد امر پروردگار تان  باشید . بدرستی  که  خدای عزوجل پروردگار

 شما و صاحب اختیار شما و معبود  شما است و بهد از او محمد ( ص )  که  الان  در جمع شما

ایستاده و با شما صحبت  می کند ، ولیّ  شما است . و در پس او علی  ولی  و امام  شما  است .

سپس ا مامت  در  ذریۀ  من  که  از صلب علی  می باشند  تا  روز قیامت  برقرار  خواهد

بود .روزی که خدا و رسول او را ملاقات کنند ، حلالی نیست جزحلال خدا و حرامی نیست جز

 حرام  او . خداوند  حلال  و حرام خود  را  به  من  شناساند و من هم بر اساس دانشی که از او

اموخته ام از کتاب او ،حلال و حرام را برای شما روشن ساختم .

( معاشر الناس ) ما من علم إلا وقد أحصاه الله في وکل علم علمت فقد احصیته فی

علی امام المتقین  وما من علم إلا علمته عليا ، وهو الإمام المبين .  

-دانشی نیست مگر انکه خداوند ان را در سینۀ من به ودیعت نهاده است . هر انچه را که او به

من اموزش داد من به علی اموختم که او پیشوای  پرهیزکاران است . هیچ دانشی نیست مگر

انکه ان را به علی اموختم که او امام مبین است .

( معاشر الناس ) لا تضلوا عنه ولا تنفروا منه ولا تستكبروا [ ولا تستنكفوا خ ل ] من ولايته ،

 فهو الذي يهدي إلى الحق ويعمل به و يزهق الباطل وينهى عنه ولا تأخذه في الله لومة لائم . ثم إنه

أول من آمن بالله ورسوله ، وهو الذي فدى رسوله بنفسه وهو الذي كان مع رسول الله ولا أحد يعبد

 الله مع رسوله من الرجال غيره  .

-ای گروه مردمان ! با روی گرداندن از علی (ع) خود را در گمراهی گرفتار نکنید . از علی

فاصله نگیرید و از ولایت و امامت اوسر باز نزنید ،زیرا علی علیه السلام تنها کسی است که به

 حق راهبر و خود عامل بدان است او باطل را محو می نماید و شما را از ان برکنار می دارد

واو در راه خدا سرزنش ِ سرزنش کنندگان  را وقعی نمی نهد . او نخستین کسی است که به خدا

 و رسولش گرویده و کسی است که جان خود را در راه رسول خدا در طبق اخلاص نهاد و اول

 کسی است که همراه با رسول خدا پروردگار را عبادت نمود ، انگاه که احدی از مردان غیر از

 او با من خدا را عبادت نمی کرد .

( معاشر الناس ) فضلوه فقد فضله الله ، واقبلوه فقد نصبه الله .

-ای مردم ! علی را بر دیگری برتری دهید ، پس بتحقیق که خدا او را برتری داده است . و او

 را به امامت قبول کنید ، زیرا خدا او را به این مقام منصوب کرده است .

( معاشر الناس ) إنه إمام من الله ولن يتوب الله على أحد أنكر ولايته ، ولن يغفر الله له ، حتما

 على الله أن يفعل ذلك بمن خالف أمره فيه وأن يعذبه عذابا ‹ صفحه 75 › شديدا نكرا أبد الآباد

ودهرالدهور، فاحذروا أن تخالفوه فتصلوا نارا وقودها الناس والحجارة أعدت للكافرين .  

-ای گروه مردم ! بدرستیکه علی از طرف خدا بر شما امام است و هرگز خداوند توبۀ کسی را

 که ولایت او را انکار نماید قبول نخواهد کرد . و بر خدای متعال حتم است که با منکر ولایت او

 چنین معامله کند ، زیرا او امر خدا را دربارۀ علی مخالفت کرده است . و لازم است او را

عذاب نماید ، عذابی سخت و همیشگی که انتها نداشته باشد . پس بترسید از مخالفت حق که در

این صورت وارد می شوید بر اتشی که مایه و مادۀ ان مردم و سنگهای جهنم است که برای کفّار

 مهیا گشته است .

 ( أيها الناس ) بي والله بشر الأولون من النبيين والمرسلين ، وأنا خاتم الأنبياء والمرسلين والحجة

 على جميع المخلوقين من أهل السماوات والأرضين ، فمن شك في ذلك فهو كافر كفر الجاهلية

 الأولى ، ومن شك في شئ من قولي هذا فقد شك في الكل منه ، والشاك في ذلك فله النار .

 

-ای مردم ! به خدا سوگند ، تمام انبیا و رسولان گذشته به وجود من بشارت دادند و من خاتم انبیا

و مرسلین هستم . و من حجت بر تمامی افریدگانم ، چه اهل اسمانها و چه اهل زمین . پس کسی

که در این شک کند کافر است ، همچون کفر جاهلیت نخستین . و هر کس در یکی از گفته های

من شک کند ، پس در همه شک کرده است و برای شک کننده در کل اتش جهنم مهیّا است .

( معاشر الناس ) حباني الله بهذه الفضيلة منا منه علي وإحسانا منه إلي ، ولا إله إلا هو ، له

الحمد مني أبد الآبدين ودهر الداهرين على كل حال .  

-ای گروه مردمان ! این فضیلت را خداوند به من عطا فرمود . و از این جهت بر من منت نهاد و

 به من احسان فرمود . و نیست خدائی مگر او ، در هر حال او را سپاس و ستایش گویم تا ابد و

 در تمام عمر روزگار .

( معاشر الناس ) فضلوا عليا فإنه أفضل الناس بعدي من ذكر وأنثى ، بنا أنزل الله الرزق وبقي

الخلق  .

-ای گروه مردمان ! علی را فضیلت و برتری دهید ، چرا که او افضل مردم  است بعد از من .

خداوند متعال به برکت وجود ما اهل بیت روزی را نازل می فرماید و بقا مخلوق در عالم هستی 

به طفیل وجود ما است

ملعون ملعون مغضوب مغضوب من رد على قولي هذا ولم يوافقه ، ألا إن جبرئيل خبرني عن

الله تعالى بذلك ويقول : " من عادى عليا ولم يتوله فعليه لعنتي وغضبي " فلتنظر نفس ما قدمت لغد

، واتقوا الله أن تخالفوه فتزل قدم بعد ثبوتها إن الله خبير بما تعملون  .

-ملعون است ملعون ، مغضوب خداست مغضوب خدا ، کسی که قول مرا رد کند اگر چه موافق

طبع او نباشد . اگاه باشید ! جبرئیل مرا از طرف خداوند خبر داد که خدا می فرماید : کسی که

علی را دشمن بدارد و به ولایت او تن در ندهد ، لعنت و غضب من بر او باد .پس هر نفسی

( ببیند ) برای فردای قیامت چه می فرستد . و بپرهیزید از اینکه خدا را مخالفت ورزید ، پس

بلغزد قدمی بعد از ثبوت و اقرار ان ،بدرستی که خدا بر کردۀ شما اگاه است .

( معاشر الناس ) إنه جنب الله الذي ذكر في كتابه فقال تعالى : " إن تقول نفس يا حسرتا على ما

 فرطت في جنب الله  .

-ای مردم بدرستی که علی ( علیه السلام ) جنب الله است که در قران امده : ای بسی حسرت و

ندامت بر انچه که در کار خدا کوتاهی کردم .

( معاشر الناس ) تدبروا القرآن وافهموا آياته وانظروا إلى محكماته ولا تتبعوا متشابهه ، فوالله لن

 يبين لكم زواجره ولا يوضح لكم تفسيره إلا الذي أنا آخذ بيده ومصعده إلى - وشائل بعضده -

ومعلمكم إن من كنت مولاه فهذا علي مولاه ، وهو علي بن أبي طالب عليه السلام أخي ووصيي ،

 وموالاته من الله عز وجل أنزلها على .  

-ای گروه مردمان ! در قران تدبّر نمائید و ایات را دریابید و به محکمات قران بنگرید و از

متشابهات ان دوری جوئید . پس قسم به خدا ، هیچ کس بعد از من قران را برای شما تفسیر

نخواهد کرد ، مگر همین شخص که من دست او را گرفته  و اورا بر روی دست خود بلند کرده

ام ، و زیر بغل او را در دست دارم انگونه که همه  شما می بینید . و او معلم و اموزنده به  شما

است ، زیرا کسی که من مولای  او هستم ، پس علی  مولای  او است . و او علی بن ابی طالب 

برادر و وصی من است که موالات او از طرف خدا بر من نازل شده است .

( معاشر الناس ) إن عليا والطيبين من ولدي هم الثقل الأصغر ، والقرآن الثقل الأكبر ، فكل واحد

منبئ عن صاحبه وموافق له  لن يفترقا حتى  يردا على الحوض ، هم أمناء الله في خلقه وحكماؤه

في أرضه ، ألا  و قد أديت ، ألا وقد بلغت  ألا وقد أسمعت ، ألا وقد أوضحت ، ألا و إن الله عز

وجل قال و أنا قلت  عن  الله عز وجل ، ألا  إنه ليس أمير المؤمنين غير أخي هذا و لا تحل إمرة

المؤمنين  بعدي لأحد غيره . ثم ضرب بيده إلى عضده  فرفعه ، وكان منذ أول ما صعد رسول الله

صلى الله عليه وآله  شال عليا  حتى صارت رجله  مع  ركبة  رسول الله صلى الله عليه وآله ، ثم

قال :

-ای مردم ! بدرستیکه علی (ع) و اولاد پاک من ثقل اصغر و قران ثقل اکبر است .پس هر کدام

از این دو ثقل  از دیگری خبر می دهد و موافق  با اوست . از یکدیگر هرگز جدا نخواهند شد تا

کنار حوض  کوثر بر من  وارد  شوند . انان  امنای  خدا در میان  خلقش  و حکّام  او هستند  در

زمینش .خدایا ! تو شاهد  باش  من حکم  تو را به  مردم  رساندم و ادای وظیفه نمودم و به گوش

مردم  رساندم  و حقیقت را برملا ساختم .بدانید  که  خداوند فرمود و من  از خدا گفتم  و از خود

نگفتم .اگاه باشید که امیر المومنین غیر از برادرم علی نیست . و روا نیست امارت بر مومنین بعد

از من برای کسی ، غیر از او . (انگاه با دست مبارکش بازوی علی علیه السلام  را گرفت و ان

 را بلند نمود  انگونه  که  پاهای علی علیه السلام محاذی زانوی رسول خدا قرار گرفت ، سپس

فرمود ):

( معاشر الناس ) هذا علي أخي ووصيي وواعي علمي وخليفتي على أمتي وعلى تفسير كتاب الله

 عز وجل والداعي إليه والعامل بما يرضاه والمحارب لأعدائه والموالي على طاعته والناهي عن

معصيته خليفة رسول الله وأمير المؤمنين والإمام الهادي وقاتل الناكثين والقاسطين والمارقين بأمر

 الله ، أقول ما يبدل القول لدي بأمر ربي ، أقول : اللهم وال من والاه وعاد من عاداه والعن من

أنكره واغضب على من جحد حقه ، اللهم إنك أنزلت علي أن الإمامة بعدي لعلي وليك عند تبياني

ذلك ونصبي أيام بما أكملت لعبادك من دينهم وأتممت عليهم بنعمتك ورضيت لهم الإسلام دينا ،

فقلت : " ومن يبتغ غير الإسلام دينا فلن يقبل منه وهو في الآخرة من الخاسرين  اللهم إني أشهدك

وكفى بك شهيدا أني قد بلغت .

-ای مردم ! این علی برادر من و دارندۀ علم و جانشین من بر امتم و بر تفسیر کتاب خداوند با فرّ

 و شکوه است .او کسی است که شما را به قران دعوت می نماید و عامل به اعمالی است که

خوشنودی پروردگار در ان نهفته است . او با دشمنان قران به جنگ بر می خیزد و با انهائی که

 پیرو قران هستند دوستی می نماید.او مردم را از معصیت خدا باز می دارد . او جانشین رسول

خدا و امیر بر مومنان است . او راهنمای مردم است و به امر خداوند با عهد شکنان ( ناکثین ) و

 ستمگران ( قاسطین ) و انهائی که از دین خارج شده اند (مارقین ) به مقاتله بر می خیزد . انچه

می گویم به فرمان خداوندی است که افریدگارم است . بارالها ! دوست بدار هر که علی را

دوست می دارد ، و دشمن بدار هر که علی را دشمن می دارد ، دور گردان از رحمت خود

انهائی که پیشوائی او را انکار کنن و خشم گیر بر کسانی که حق او را به ناحق بستانند .

پروردگارا ! تو این فرمان را بر من نازل فرمودی و پیشوائی امت را بعد از من مخصوص علی

– ولی خود – قرار دادی و دستور دادی که  به  بیان ان مردم را اگاه نمایم ، و او را به پیشوائی

منصوب گردانم ، و به این سبب  دین  را  بر بندگانت  کامل  فرمودی  و نعمتت را بر انها  تمام

گردانیدی و از بندگانت  به  داشتن دین اسلام  خشنود  گشتی و فرمودی : « هر کس دینی غیر از

 اسلام اختیار نماید هرگز از او قبول نخواهد شد و از زیانکاران است » . خداوندا ! تو را شاهد

می گیرم و شهادت تو بر من کافی است که من فرمان تو را رساندم

( معاشر الناس ) إنما أكمل الله عز وجل دينكم بإمامته ، فمن لم يأتم به وبمن يقوم مقامه من ولدي

 من صلبه إلى يوم القيامة والعرض على الله عز وجل فأولئك الذين حبطت أعمالهم وفي النار فيها

خالدون ، لا يخفف عنهم العذاب ولاهم ينظرون .

-ای گروه مردم ! این است و جز این  نیست که  خداوند  متعال  دین شما را به اما مت علی کامل

گردانید .پس کسی که به او و جانشین او که از صلب او و فرزندان من است اقتدا نکند و امامت

انان را گردن ننهد تا  دنیا  دنیاست اعمال او بر باد رفته و در اتش جهنم  مخلّد خواهد  بود ، و از

اینکه عذاب بر انان تخفیفی نخواهد بود و نظر لطف بر انان افکنده نخواهد شد .

( معاشر الناس ) هذا علي أنصركم  لي  و أحقكم  بي  و أقربكم إلي وأعزكم علي ، والله عز وجل

 وأنا عنه راضيان ، وما نزلت آية رضى إلا فيه ، وما خاطب الله الذين آمنوا إلا بدأ به ، ولا نزلت

 آية مدح في القرآن إلا فيه ، ولا شهد بالجنة في هل أتى على الإنسان إلا له ، ولا أنزلها في سواه

، ولا مدح بها غيره .

-ای مردم ! این علی از همۀ شما مرا بیشتر یاری نمود و از همۀ شما به من سزاوارتر و

نزدیکتر و عزیزتر است و خدا و رسول از او خشنودند .هیچ ایه ای در قران در مورد رضا و

خشنودی پروردگار نازل نگشت مگر در بارۀ او .خداوند مومنان را مخاطب قرار نداد مگر اینکه

 به او ابتدا نمود . در قران ایه ای در مدح و ستایش وارد نشد مگر دربارۀ او .خداوند در سوره

هل اتی شهادت به بهشت نداد مگر درباره او . خداوند در قران  سوره هل اتی را درباره دیگری

 و مدح دیگری نازل نفرمود ، بلکه مقصود او بود و بس .

( معاشر الناس ) هو ناصر دين الله والمجادل عن رسول الله ، وهو التقي النقي الهادي المهدي ،

نبيكم خير نبي ووصيكم خير وصي وبنوه خير الأوصياء .

-ای ای گروه مردمان ! علی یاری کننده دین خدا و جدال کننده از جانب رسول خدا است .او

 است پرهیزکار ، پاکیزه ، هدایت گر و هدایت کننده .پیامبر شما بهترین انبیا و جانشینش بهترین

 اوصیا و فرزندان او بهترین جانشینان حقند .

(معاشر الناس ) ذرية كل نبي من صلبه وذريتي من صلب علي .

-ای گروه مردم ! ذریّۀ هر پیامبر از صلبش می باشد و ذریّۀ من از صلب علی است .

( معاشر الناس ) إن إبليس أخرج آدم من الجنة بالحسد ، فلا تحسدوه فتحبط أعمالكم وتزل

أقدامكم ، فإن آدم أهبط إلى الأرض بخطيئة واحدة وهو صفوة الله عز وجل وكيف بكم وأنتم أنتم

 ومنكم أعداء الله ، ألا إنه لا يبغض عليا إلا شقي ولا يتوالى عليا إلا تقي ولا يؤمن به إلا مؤمن

مخلص ، وفي علي والله نزلت سورة العصر " بسم الله الرحمن الرحيم . والعصر إن الإنسان لفي

 خسر " إلى آخرها .

- به درستی که شیطان ادم را از بهشت به واسطۀ رشکی که بر او برد بیرون کرد ، پس شما بر

 علی حسد نبرید تا اعمالتان ضایع گردد و قدمهایتان بلغزد ، زیرا ادم ابو البشر با یک گناه از

بهشت رانده شد ، با اینکه او برگزیده حق بود . پس چگونه خواهد بود حال شما ؟ حال انکه در

میان شما دشمنان خدا هم وجود دارد . پس اگاه باشید و بدانید که دشمن نمی دارد علی را مگر

شقی و دوست نمی دارد او را مگر پاکدامن و ایمان نمی اورد به او مگر شخص مومن با

اخلاص .به خدا سوگند ، دربارۀ علی سورۀ والعصر نازل گردید ه است : به نام خداوند بخشندۀ

مهربان . سوگند به این زمان .که ادمی در خسران است . مگر کسانی که ایمان اوردند و کردۀ

نیک انجام دادند و یکدیگر را به حق و یکدیگر را به پایداری سفارش کردند .

( معاشر الناس ) قد استشهدت الله وبلغتكم رسالتي ، وما على الرسول إلا البلاغ المبين .

( معاشر الناس ) اتقوا الله حق تقاته ، ولا تموتن إلا وأنتم مسلمون .

-ای مردم ! من خدا را شاهد می گیرم که رسالت خود را انجام دادم و بر رسول جز تبلیغ حکم

رسالت چیزی نیست . ای مردم ! از خدا بترسید و جز در مسلمانی نمیرید .

 ( معاشر الناس ) آمنوا بالله ورسوله والنور الذي أنزل معه من قبل أن نطمس وجوها فنردها على

 أدبارها .

- ای مردم ! به خدا و رسولش و نوری که با او فرو فرستاده ایم ، پیش از انکه نقش چهره

هایتان را محو کنیم و رویها را بر قفا برگردانیم ایمان بیاورید .

( معاشر الناس ) النور من الله عز وجل في مسلوك ثم في علي ثم في النسل منه إلى القائم المهدي

الذي يأخذ بحق الله وبكل حق هو لنا ، لأن الله عز وجل قد جعلنا حجة على المقصرين والمعاندين

 والمخالفين والخائنين والآثمين والظالمين من جميع العالمين .

-ای گروه مردمان ! ان نور از خدای عزوجل در من است و بعد از من در علی و بعد از علی

در اولاد او تا قائم مهدی که ظهور می کند و حق خدا و حق ما اهل بیت را می گیرد ، زیرا

خداوند ما را حجت قرار داد بر جمیع تقصیر کنندگان و دشمنان معاند و مخالفان حق و خیانت

پیشه گان و معصیت کاران و ظالمان از مردم ِ زمان در تمامی اعصار تاریخ اسلام تا روز

قیامت .

( معاشر الناس ) أنذركم أني رسول الله قد خلت من قبلي الرسل أفإن مت أو قتلت انقلبتم على

أعقابكم ومن ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئا وسيجزي الله الشاكرين ، ألا وإن عليا هو

الموصوف بالصبر والشكر ثم من بعده ولدي من صلبه .

- ای مردم ! من شما را انذار می کنم که فرستادۀ حق به سوی شما هستم و قبل از من هم

رسولانی امدند و انجام وظیفه کردند و رفتند  ایا اگر من بمیرم یا کشته شوم شما به زمان جاهلیت

بازگشت خواهید نمود ؟ اگر کسی که به عقب برگردد پس زیانی به خدا نرسانده است و زود

است که خداوند اجر و مزد شاکرین را در قیامت عطا کند . اگاه باشید و بدانید که علی به زیور

 صبر و شکر اراسته است و بعد از او فرزندان من ( یعنی ائمۀ معصومین ) که از صلب اویند .

( معاشر الناس ) لا تمنوا على الله إسلامكم فيسخط عليكم ويصيبكم بعذاب من عنده إنه

لبالمرصاد .

- ای مردم ! بر خدا به سبب قبول اسلامتان منت نگذارید که او بر شما خشم می گیرد و شما را

از جانب خود به عذابی گرفتار می کند . به درستی که او در کمینگاه است .

( معاشر الناس ) إنه سيكون من بعدي أئمة يدعون إلى النار ويوم القيامة لا ينصرون .  معاشر

 الناس ! إن الله وأنا بريئان منهم .

-ای مردم ! بعد از من امامانی خواهند بود که دعوت به اتش دوزخ می کنند و در روز قیامت

 یاری نخواهند شد .ای مردم ! به درستی که خداوند و من از انان بیزار و متنفریم .

إنهم وأنصارهم وأتباعهم وأشياعهم في الدرك الأسفل من النار ولبئس مثوى المتكبرين ، ألا إنهم

أصحاب الصحيفة فلينظر أحدكم في صحيفته . قال : فذهب على الناس إلا شرذمة منهم أمر

الصحيفة .

- ای گروه مردمان ! به درستی که انان با دوستان و یاران و پیروانشان در درکات پست جهنم

جای دارند ، که متکبران را جایگاه بدی خواهد بود . اگاه باشید که انها در صحیفه با هم جمع

شوند ، پس بر شماست که در موضوع صحیفه دقت کنید ، زیرا توطئه صحیفه همه را جز

معدودی به گمراهی می کشاند .

( معاشر الناس ) إني أدعها إمامة ووراثة في عقبى إلى يوم القيامة ، وقد بلغت ما أمرت بتبليغه

 جة على كل حاضر وغائب وعلى كل أحد ممن شهد أو لم يشهد ولد أو لم يولد ، فليبلغ الحاضر

الغائب والوالد الولد إلى يوم القيامة ، وسيجعلونها ملكا واغتصابا ، ألا لعن الله الغاصبين

والمغتصبين ، وعندها سنفرغ لكم أيها الثقلان فيرسل عليكما شواظ من نار ونحاس فلا تنتصران .

- ای مردم بدرستیکه امامت را در میان شما تا روز جزا به امانت و وراثت در اولادم می

 گذارم . من رساندم انچه را که مامور بدان بودم تا حجت باشد بر هر حاضر و غایبی ، و بر هر

 شاهد و غیر شاهد ی ، و بر هر کس که متولد گردیده و یا هنوز لباس وجود بر قامتش راست

نیامده است . پس حاضرین به غائبین ، و پدران به فرزندان تا برپائی انچه را گفتم به یکدیگر

ابلاغ کنند . زود است که خلافت را از مسیر اصلی ان منحرف سازند و به پادشاهی و سلطنت

مبدل سازند . اگاه باشید که خدا غاصبین و کسانی را که راضی به ان باشند لعنت می کند .

وبزودی به حساب شما جنیان و ادمیان خواهیم رسید و بر شما شعله های بی دود  و یا دودی بی

شعله فرستاده خواهد شد که با او به مقابله نتوانید پرداخت .

                           صلی الله علی محمد واله ولعنة الله علی اعدائهم

 

+ نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 8:28 |

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

 محبی ازمحبان مولی الموحدین امام المتقین علی بن ابیطالب علیه السلام شائق به اینکه دیگران

 هم بیش از پیش حضرتش را بشناسند فرمودند که خطبة البیان حضرت در وب قرار داده شود

 حقیر هم امتثال نمود و خطبۀ حضرت را با ترجمه وشرحی مختصر بربعضی از فرازهای ان

 در حد بضاعت مزجاة خود که این بعض معیار و میزانی  شود برای بقیۀ فرازها .چرا که این

 صفات و افعال که حضرت به خود  نسبت می دهند یک میزان  ومعیار دارد و ان  دارا بودن

 ولایت  مطلقه کلیۀ حضرتش می باشد  و در ذهن کسی  خلجان نکند که چرا حضرت خود را

  ستایش کرده اند واین قبیح است زیرا قبح برای ما وامثال ماست که محدودیم و فقرمحض ،نه

 انکه نا محدود و نفس غنا است که او را نه تنها قبح  نیست بلکه حسن است چون  فقط خودش

 عارف به نفس خویش است و باید معرفی کند تا دیگران بشناسند و مصباح هدایت خویش قرار

 دهند .اما بی نهایت افسوس که با این همه اوصاف قدر او را نشناختند ونمی شناسند و حرمتش

 را پاس نداشتند و نمی دارند به قول قاآنی :

گر چه دیدندش به بیداری ندیدندش درست

                                                چشم عاشق کور بود و چهر جانان در حجاب

یا به قول مولوی :

تو   به   تاریکی  علی  را   دیده ای                    زین سبب غیری بر او بگزیده ای

  پس باید بگوییم :                                 

                           اللهم العن عمر و اتباعه بعدد ما احاط به علمک

       «   و من خطبة له علیه السلام یعرّف فیها نفسه أولها « أنا عندی مفاتیح الغیب .....»

 قال :علیه السلام :أنا عندی  مفاتیح  الغیب، منم که این کتابی که شک و ریب در ان نیست ، لا

 یعلمها بعد محمد رسول الله الا انا، بعد ازرسول خدا کسی ان مفاتیح غیب رااگاه نیست مگرمن

 ، أنا ذوالقرنین المذکور فی الصحف الا ولی ، منم ان ذوالقرنین که در صحف نخستین یاد شده

 ،أنا صاحب خاتم سلیمان ، منم  صاحب انگشتر سلیمان ،أنا ولی الحساب ، منم صاحب حساب

 ، أنا صاحب الصراط و الموقف، منم صاحب صراط و قیامت و جایگاه حساب،أنا قاسم الجنۀ و

 النار بامرربّی ، منم قسمت کننده بهشت و دوزخ به امر پروردگارم ، أنا ادم الاول ،آدم اول من

 هستم ،أنا نوح الاول،نوح اول من هستم ،أنا ایة الجبّار، منم نشان خدای جبّار ،انا حقیقة الاسرار

 ،منم اصل رازها ،انا مورّق الاشجار،منم سازندۀ برگ درختان ،انا مونع الثمار،منم که میوه ها

 را می رسانم ،انا مفجّر العیاون ، منم جاری  کنندۀ  چشمه ها، انا مجری الانهار ،من نهرها را

 روان  می سازم ،انا خازن  العلم ،منم  خزانه دار علم، انا طور الحلم ،منم  کوه  بردباری ،انا

 امیرالمومنین ،منم  فرمانروای مومنین ،انا عین الیقین ، منم نفس یقین، انا حجة الله فی السموات

 والارض  ،منم  برهان خدا در آسمانها وزمین ،انا الراجفه ، منم  اول نفخۀ صوراسرافیل،  انا

 الصاعقه ،  منم عذاب هلاک  کننده، انا الصیحة  بالحق ،  منم بلند اواز به حق ،انا الساعة لمن

 کذّب بها ،منم  قیامت موعود برای  کسی که ان را انکار کرد ،انا ذلک  النور الذی  یقتبس منه

 الهدی، منم این چنین  نوری  که از ان راه  راست بر گرفته می شود  ،انا صاحب الصور،منم

 صاحب  شیپوراسرافیل ، انا مخرج فی القبور، منم که مردگان را از قبرها خارج می کنم ،انا

 صاحب یوم النشور، منم مالک روز قیامت ،انا صاحب نوح ومنجیه ،منم همراه نوح و رهایی

 بخش او ،انا  صاحب ایوب  المبتلی و شافیه ،منم همراه ایوب دردمند  وشفابخش او ،انا اقمت

 السموات  بامر ربی ،من آسمانها را به امر پروردگارم برپا داشته ام ،انا صاحب ابراهیم ،منم

 همراه ابراهیم ،انا سرّ الکلیم ،منم راز موسی کلیم ،انا  الناظر فی الملکوت ،منم  نظر کننده در

 عالم  فرشتگان ،انا امر الحی الذی لا یموت ،منم امر پرورگار زنده ای که نمی میرد ،انا ولی

 الحق علی سائر الخلق ، منم  جانشین حق بر جمیع مخلوقات ،انا الذی لا یبدّل القول لدیّ ،منم

 انکه قول ووعدۀ الهی ازعقاب و ثواب نزد من تغییر پذیرنیست ،و حساب الخلق الیّ ،و حساب

 خلق در قیامت با من است ، انا المفوض الیّ امرالخلائق ،منم انکه کار خلق به من واگذارشده

 ، انا خلیفة الاله الخالق ،منم جانشین خداوند افریدگار ، انا سرّالله فی بلاده ،منم راز خداوند در

 شهرهای او ، وحجته  علی  عبا ده ،و برهان  او بر بندگانش ، انا  امر الله و الروح ، کما قال

 سبحانه  تعاّلی : (و یسئلونک عن  الروح  قل الروح  من  امر ربّی ) منم امر خداوند  و روح

 ،همانگونه که خداوند تعالی فرمود : ای رسول از تو سوال می کنند از روح بگو روح از امر

 پروردگار من است ، انا ارسیت  الجبال  الشامخات ،من کوههای  مرتفع  را استوار ساختم ،

 وفجّرت العیون الجاریات ،و چشمه های  جاری را شکافتم ، انا غارس الاشجار ،منم نشانندۀ

 درختان ، ومخرج الوان الثمار،منم نمایان کنندۀ رنگهای میوه ها ، انا مقدرالاقوات ،منم قسمت

 کننده رزقها ، انا منشرالاموات ،منم زنده کننده مردگان ،انا منزّل القطر،منم نازل کنندۀ قطرات

 باران ، انا منوّرالشمس والقمروالنجوم ،منم نوردهندۀ خورشید وماه وستارگان ، انا قیّم القیامة

 ،عهده دار قیامت منم ،  انا مقیم الساعة ،برپا کنندۀ قیامت منم ، انا الواجب  له  من الله الطاعة

  منم آن واجب که از طرف خدا برای اوست فرمانبرداری ، انا حی لا اموت واذا متّ لم امتّ

   ،منم زنده ای که نمی میرم وهنگامی که مردم نمرده ام ( شرح این فرازدرذیل خواهد امد )،

  انا سرّ الله المخزون ،منم رازپنهان شدۀ خدا ،انا العالم بما کان وما یکون ،منم دانا به انچه بود

  و انچه می باشد ، انا صلوات المومنین و صیامهم ،منم نمازمومنین وروزۀ انان ، انا مولاهم و

 امامهم ،منم  صاحب اختیار و پیشوای  انان ، انا  صاحب  النشر الاول و الاخر ،منم صاحب

 رستاخیز اول و دوم (رجعت و قیامت ) ، انا صاحب  المناقب والمفاخر ،منم صاحب کمالات

 ومباهات، انا صاحب الکواکب ،منم صاحب ستارگان ، انا عذاب الله الواصب ،منم عذاب ثابت

 خدا، انا مهلک الجبابرة  الاول ، منم  نیست کننده  ستمکاران اول ،انا مزیل الدول ، منم از بین

 برندۀ  حکومتها ، انا صاحب  الزلزال و الرجف ،منم  جنباندن زمین و به لرزه در امدن ، انا

 صاحب الکسو ف والخسوف ،منم صاحب گرفتن خورشید وماه ،انا مدمّر الفراعنة بسیفی هذا

 ،منم هلاک کنندۀ فرعونها به این شمشیرم ،انا الذی اقامنی الله فی الاظلة و دعاهم الی طاعتی

 فلمّا ظهرت انکروا ،منم انکس که خداوند بپا داشت مرا درسایه ها و انان را به بندگی من فرا

 خواند پس چون ظاهرشدم نشناختند و منکرشدند فقال الله سبحانه : (فلمّا جاءهم ماعرفوا کفروا

 به ) فرمود خدای سبحان ( پس انگاه که آمد  نشناختند، او را و انکار کردند ) "سورۀ بقره ایۀ

 89  "( شرح این فراز در ذیل  خواهد آمد  )،انا نور الانوار ،منم  فروغ  روشنیها، انا حامل

 العرش مع الابرار ،منم در بردارندۀ عرش با نیکان ، انا صاحب الکتب  السالفة ،منم صاحب

 کتابهای گذشته ،انا باب الله الذی لا یفتح لمن کذّب به ولا یذوق الجنة ،منم ان باب خداوند که باز

 نمی شود برای کسی که انکار کرد او را و بهشت را نمی چشد ،انا الذی تزدحم الملائکة علی

 فراشی ، وتعرفنی عباد اقالیم الدنیا ،منم انکه ملائکه برفراشم هجوم می اورند وبندگان ممالک

 دنیا  می شناسندم ،( شرح این فراز در ذیل خواهد امد ) انا  الذی ردّت لی الشمس مرتین ، و

 سلّمت علیّ کرّتین ، منم انکه خورشید دوبار برایم برگشت ، و دو باربرمن سلام کرد

  افتاب  از حکم  حیدر باز گشت                   مهر و مه اری به حکم حیدر است

  و صـلّیت مع  رسول الله  القبلتین ،وبا پیغمبر اکرم (صلی) دو قبله را نماز خواندم ، وبایعت

 القبلتین ،و بیعت کردم  دو بیعت ، انا صاحب بدر و حنین ،منم صاحب بدروحنین ،  انا الطور

 ،طور منم ،انا الکتاب المسطور ،ان کتاب نوشته  شده منم ، انا البحر المسجور،منم ان دریای

 لبا لب و پر، انا البیت المعمور ،منم  ان مسجد دراسمان چهارم (محاذی و مطابق کعبه ) ، انا

 الذی دعا الله الخلائق الی طاعتی فکفرت،و اصرت فمسخت ،  ،منم انکه خداوند موجودات را

  بسوی بندگی من فراخواند و کافرشدند و پافشاری کردند پس مسخ شدند، واجابت امة فنجت و

 ازلفت ، و گروهی پذیرفتند پس رهایی و جاه ومقام یافتند ، انا الذی بیدی مفاتیح الجنان و مقالید

 النیران  کرامة من الله ، منم  انکه کلیدهای  بهشت و قلاده های دوزخ دست من است  از باب

 ارجمندی ،انا مع رسول الله فی الارض و  السماء ،منم  با رسول خدا در زمین و اسمان ، انا

 المسیح حیث لا روح یتحرّک ولا نفس یتنفّس غیری ،منم مسیح زیرا او روحی نبود که حرکت

 کند و شخصی نبود که  نفس بکشد غیر از من، انا جاوزت بموسی فی البحر واغرقت فرعون

 وجنوده ، ،من موسی را در دریا عبور دادم و فرعون ولشگرش راغرق نمودم

 ، انا اعلم  هماهم  البهائم و منطق  الطیر،من زمزمۀ چها ر پایان  و گفتار پرندگان را می دانم

 ،  انا  الذی  اجوز السموات  السبع  و الارضین  السبع  فی  طرفة  عین ، منم  انکه  به یک 

  چشم بر هم زدن اسمانها و زمینهای هفتگانه را  سیر میکنم ، انا المتکلم علی لسان عیسی فی

  المهد ، منم ان تکلم کننده برزبان عیسی در گهواره ، انا الذی یصلّی عیسی خلفی ، منم  انکه

 عیسی  پشت  سرمن نماز گذارد، انا الذی انقلب فی الصورکیف  شاء الله ، منم انکه  دگرگون 

 میشوم در صورتها ی  مختلفه  ان  گونه  که  خدا  می خواهد ، انا  صاحب  القرون  الاولی 

  ،منم صاحب زمانهای  اولیه ،انا  الصامت  ومحمد  الناطق ،منم  ان خاموش و محمدِ  گویا ،

 انا مصباح الهدی،منم چراغ هدایت ،انا مفتاح التقی ،منم کلید پرهیزکاران انا الاخرة و الاولی  

 ، مبداء و منتهی  منم ، انا  الذی اری اعمال العباد ،منم  انکه  به کارهای بندگان  نظر می کنم

  ، انا خازن السماوات " السبع " و الارض  بامررب العالمین ، منم نگهبان اسمانها به  دستور

  پروردگارجهانیان ،انا القائم  بالقسط ، منم برقرارکنندۀ عدل و داد ،انا دیّان الدین ،منم  پاداش

  دهندۀ  دین ،انا الذی لا تقبل الاعمال الا بولایته ، منم  انکه عبادات  پذیرفته نمی شود مگربه

  ولایت او ، ولا تنفع الحسنات الا بحبّه ، و حسنات سود نبخشد مگربه حبّ او

 ،انا العالم  بمدار الفلک الدوّار ،منم  دانا به مدار سپهر در گردش، انا  صاحب مکیال  قطرات

 الامطارورمل القفارباذن الملک الجبّار،منم صاحب پیمانۀ دانه های باران وریگ بیابانها به اذن

 پروردگار جبّار، الا انا الذی اقتل مرّتین واحیی مرتین و اظهر کیف شئت ،اگاه باشید منم انکه،

 دو بار کشته می شوم و دوبار زنده  وهرگونه  بخواهم  ظاهر می شوم(شرح این فراز در ذیل

 خواهد امد ) انا محصی الخلائق و ان کثروا، منم شماره کنندۀ  موجودات اگر چه بسیارند ، انا

 محاسبهم  بامر ربی ، من حساب کنندۀ انان هستم به امر پروردگارم ، انا الذی عندی الف کتاب

 من کتب الانبیاء ،منم انکه هزارکتاب ازکتب انبیاء نزد من است ،انا الذی جحد ولایتی الف امة

 فمسخوا ، منم  انکه ولایت مرا هزار امّت انکار کردند پس مسخ شدند ، انا المذکور فی سالف

 الزمان و الخارج فی آخر الزمان ،منم انکه در روزگار گذشته یاد شده ام و در واپسین و پایان

 روزگارخروج کننده ،انا قاصم الجبّارین فی الغابرین، منم شکننده وکوتاه کنندۀ عمرستمگران در

 زمانهای گذشته،ومخرجهم ومعذّبهم فی الاخرین،وخارج کننده وعذاب کننده انان درانجام هستم ،

 انا معذّ ب یغوث و یعوق ونسراًعذاباً شدیداً،منم عذاب کنندۀ یغوث و یعوق و نسرعذاب کردنی

 سخت (یغوث و یعوق ونسر نام سه بت است که عبادت می شدند و دریمین  ویسارکعبه قرار

 داده بودند واینجا کنایه ازابوبکرو عمر وعثمان لعنهم الله است)، انا المتکلم بکلّ  لسان ،منم که

 تکلم کننده هستم به هر زبان ،انا  الشاهد لاعمال الخلائق فی المشارق والمغارب ،منم که اعمال

 موجودات را درمشارق و مغارب گواه و حاضرم ،" انا  محمد و محمد انا "منم محمد ومحمد

 منم ،  انا صهر محمد ،منم دامادپیغمبر ،انا المعنی الذی لا یقع علیه اسم و لا شبه ، ،منم معنای

 آنچنانی که اسمی برآن واقع نمی شود واو را شبیه ومانندی نیست(اومعنی وحقیقتی بس عظیم

 است که در آئینۀ هیچ اسمی انگونه که هست  دیده نمی شود بلکه درادراک هم نگنجد زیرا از

   جنس آب و خاک نیست 

  با چنین   حسن  و ملاحت  اگر اینان  بشرند       زاب  و  خاک دگر و شهر و  دیار دگرند 

   و بقول سعدی :

  ندانمت به حقیقت  که در جهان به چه  مانی     جهان وهرچه دراو هست صورتند وتو جانی  

  انا باب حطّه، منم باب و درِ آمرزش گناهان، ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم ، ونیست

  جنبش وتوانی مگر به خدای بلند مرتبه و بزرگ . ادرس خطبه مشارق انوار الیقین فی حقائق

  اسرارامیر المومنین  صفحه  318  تالیف  مرحوم  الحافظ  رجب البرسی الحلی  رحمه الله

  متوفی حدود830 هجری قمری .

 

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 8:25 |

 

 حال شرح چند فراز از خطبه :

اما انا حی ّ لا اموت حیات بر دو قسم است یک حیات مطلق و دیگری حیات مجامع با موت که

 حیات ممکنات اینگونه است که حیاتشان دائما با موت امیخته و کل شئ هالک الا وجهه دال بر

 ان می باشد ،ولی حیات مطلق که حیات وجه الله است ان را موتی نیست وموت بران عارض

 نمی شود به خلاف حیات امیخته با موت که هلاکت وموت دمبدم او را درقبضه دارد و لحظه

 به لحظه در هلاکت است و زنده را زنده  نخوانند که مرگ از پی اوست ولی حیات مطلق ان

 وجودی  است  که حی  لایموت است  و ان  وجه الله  می باشد  که  امیرالمومنین است  فلذا

 فرمود :انا حی لا اموت .اما فراز (انا الذی اقامنی الله ...) یک صاحب ظل داریم وشاخص و

 یک ظل وسایه  که مظاهر و موجودات عالم  هستند و ظل پروردگار ( الم تر الی ربک کیف

 مدّالظل) سورۀ فرقان آیۀ 45(آیا نظرنکردی بسوی پروردگارت که چگونه سایه گسترد )عالم

 وعالمیان سایۀ آن شمس حقیقت وجود هستند امیرالمومنین می فرمایند :منم انکه خداوند مرا در

 اظله و مظاهر قرار داد و مرا به آنان ظاهر ساخت بقول حکیم آقا علی مدرس زنوزی :

خورشید ازل ز رخ  چو برداشت نقاب         برداشت نقاب و گشت ظاهر به  حجاب

ظاهربه حجاب اگرنشد پس زچه روی          گردید    ابوتراب    ظاهر  به    تراب

مولا به حجاب مظاهر و موجودات و در لباس اشیاء در عالم خاکی ظاهر گشت یعنی خودیّت

 اشیاءاوست وعالم هستی به او قائم است زیرا حقیقت انها است لذا می فرماید : منم انکه خداوند

 مرا در اظله ومظاهر که موجودات عالم هستند ظاهر ساخت و انان را به بندگی من فرا خواند

 اما چون درعالم ظل به خودم ظاهرشدم انکار کردند ومرا نشناختند همانگونه که درآیه هم می

 فرماید : انگاه که آمد او را نشناختند و به او کافر شدند پس لعنت خدا بر کافرین .

آیه دربارۀ پیغمبر اکرم (ص) است و مولا هم نفس پیغمبر . پس آیه شامل مولا هم می شود و

 پیغمبررا که نشناختند و انکار کردند مولا را انکار کردند .

اما انا الذی تزدحم الملئکه علی فراشی وتعرفنی عباد اقالیم الدنیا اینجا تعرفنی درمقابل تزدحم و

 عباد مقابل  ملائکه و اقالیم مقابل فراش می باشد تزدحم یعنی شالودۀ ملائکه از فراش و پائین

 ترین حیثیت مادی ما ریخته  شده  یعنی حیثیت ملکی انان مبدئش  فراش من است و فرش من

 مبدئیت عرشی دارد و ازاین فرش ان عرش است وعالم ملکوت درفرش من است وفرش من

 اصل است که باید گفت: ای منتهای اوج ملک ابتدای تو و این ازدحام ،ازدحام نوری است نه

 کثرتی حدی بلکه کثرت نوری است و تنزل این فراش اقالیم دنیاست که چیزی و نمودی ازاین

 فراش می باشد و عباد هم چیزی و نمودی است از ملائکه و معرفت هم چیزی از ان ازدحام

 نوری است .

و اما اینکه میفرمایند: منم انکه دو بارکشته می شوم دو وجه می تواند داشته باشد یکی قتل تنزل

 که نزول حضرتش به عالم است، از عالم  واحدیت و ملکوت به عالم ملک و ماده تنزل کرد و

 یکی قتل به شمشیر به دست ابن ملجم ملعون که قتل اول کمترازقتل دوم نیست چراکه به عالم

 ماده تنزل کرد و با ادمیان همنشین شد و، روح را صحبت ناجنس عذابی است الیم . وجه دیگر

 اینکه هرحقی که کشته می شود مولا به ان کشته می شود چرا که حقیقة  الحقایق است وروح

 هر حقیقتی و حقی .و اما دو حیات یکی حیاتش به حضرت ادم که نفخت فیه من روحی باشد

 ،حیات حضرت به روحی است که در ادم دمیده شد که احیای ادم احیای حضرت باشد درعالم

 ملک و ماده که خود فرمود : ادم اول منم و احیای  دوم به فرزندان ادم که یکی احیای مثمر و

 دیگری احیای ثمر باشد و یا اینکه یکی به احیا ء الوهیت حق ،زیرا ولایت، باطن الوهیت است

 و یکی احیاء به نبوّت پیغمبر که الوهیت باطن نبوت است یا اینکه احیا ء به الوهیت ونبوت را

 یکی حساب کنیم و دیگری احیا ء به رجعت و ظهورحضرت پس از حضرت بقیة الله الاعظم

 باشد یا اینکه ظهور خود حضرت بقیة الله را احیا ء امیر المو منین حساب کنیم زیرا که مولا

 باطن حضرت حجة است و ظهور اقا ظهور مولا وحیات اوست وجه  دیگر اینکه حیات اول

 بعثت پیغمبرباشد زیرا که او نفس پیغمبراست و یکی هم احیا ء نسبت به خلقت هرموجودی که

 اوست در هر روح وجسمی ،که نسبت به تمام موجودات حیات و داعی اوست پس یکی حیات

 به مظهریت می شود و دیگری به خود حضرت.

                     السلام علیک یا امیر المومنین لعن الله قاتلیک وغاصبی حقک

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 8:19 |